السيد الطباطبائي

235

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

گواهى مىدهند كه جهان يك مجموعه‌اى است از انرژى غيرقابل كاهش و افزايش كه در هرگوشه از پيكره خويش با اشكال گوناگون خودنمايى مىكند و از اين روى هر پديده تازه‌اى ، كه در گوشه‌اى از گوشه‌هاى جهان پديد آمده و به شكل تكاملى خودنمايى مىكند ، در واقع به اندازه خود از گوشه ديگر مصرف برده و در نتيجه پيوسته دو طرف معادله در حال تساوى بوده و از تكامل خبرى نيست . 4 - اين كه گفته‌اند جريان اين قانون پرده از روى جهان برداشته و نمود تازه‌اى كه در آن وجود و عدم‌هاى متنافى و ضدهاى متقابل هم‌آغوشند نشان نمىدهد ، سخنى است كه ارزش شعرى بيشتر ندارد و آنان كه اجتماع نقيضين را محال مىدانند مقصودشان وجود و عدم مطلق مىباشد نه تدريجى و سيال و نسبى ! و شگفت‌آورتر اين كه اين دانشمندان در عين حال كه اين سخن را مىگويند از نفىنفى ، اثبات را نتيجه مىگيرند ! توضيح مفهوم حركت عمومى دانشمندانى كه در علوم مادى به كنجكاوى مىپردازند ، چنان كه مىدانيم روزگارى بود كه ماده - اجزاى نخستين و اتمى جسم - را موضوع بحث قرار داده و از خواص گوناگون آن بحث مىكردند و اين بحث را باحس و تجربه پيش مىبردند پس از آن كه زمانى نيز راه بحث به حس و تجربه منحصر نبود . روى همين روش مفهوم قضايا در محيط بحث اين دانشمندان غير از مفهومى است كه اين قضايا در محيط تفاهم عمومى دست‌گير ما مىشود چنان كه در مقاله يكم تذكر داديم . مثلًا اگر گفته شود « انسان غذا مىخورد » ، « آب با حرارت تبديل به بخار مىشود » مفهومش پيش اين دانشمندان كنجكاو اين است كه انبوهى از اجزاى لايتجزاى ماده كه پيش مردم « انسان » ناميده مىشود ، خاصه تغذيه را دارد . و همچنين مجموعه‌اى از